براساس فضای غالب در دنیای کسبوکار امروز، اولین چیزی که هر بنیانگذار باید طراحی کند یک طرح کسبوکار است؛ یک سند ایستا که اندازهی فرصتی که بنیانگذار از کسبوکار خود در اختیار دارد، مسئلهای که میخواهد حل کند و راهحلهای سرمایه گذاری جدیدی را ارائه کند. بهطور معمول طرحهای کسبوکار شامل پیشبینی درآمد، سود و جریان مالی پنج ساله هستند. طرح کسبوکار اساسا طرحی آزمایشی است که بدون درنظر گرفتن عوامل مؤثر و مرتبط نوشته شده که هر کارآفرین حتی قبل از شروع ساخت محصولش آن را تهیه میکند. این فرض وجود دارد که طرح کسبوکار این توانایی را دارد که ناشناختههای دنیای تجارت را قبل از گرفتن سرمایه و حتی قبل از عملیشدن واقعی ایده با همهی مشکلات و موانع پیشبینی کند.
طبق روال مرسوم وقتی که کارآفرینی با طرح کسبوکار قانعکنندهای از سرمایهگذاران پول میگیرد، شروع بهتوسعه محصول میکند، توسعهدهندگان کسبوکار را بهکار میگیرد و هزاران ساعت بدون درنظر گرفتن نظرات واقعی مشتریان محصول، برای راهاندازی محصول وقت صرف میکنند.
تنها پس از ساخت، راهاندازی و ارائهی محصول به بازار، با فشار آوردن به نیروهای فروش سازمان سعی میکند محصولات خود را در بازار جای دهد و در این زمان با بازخورد زیادی از مشتریان راضی و ناراضی مواجه میشوند و اغلب، پس از چند ماه یا حتی سالها توسعه، کارآفرینان بهسختی متوجه میشوند که مشتریان واقعا نیازی به بسیاری از ویژگیهای محصول آنها ندارند.


دیدگاهتان را بنویسید