برای درک روشن‌تر اینکه چگونه یادگیری، حافظه‌ی بلندمدت و کوتاه‌مدت همگی با هم کار می‌کنند، به مثال فروشگاه تارگت، در ابتدای این مطلب بازمی‌گردیم. شرکت تارگت، فروشگاه‌های خود را با تصویر مجلل‌تری در ذهن، تأسیس کرد. درست است که خرده‌فروشی تخفیف‌دار و ارائه‌ی گران‌ترین کالاها، متناقض به نظر می‌رسد، ولی بازاریابان و مدیران این شرکت، با ارائه‌ی محصول منحصر به فرد، فضای متفاوت فروشگاه‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی، کاری کردند تا این رویه مؤثر باشد.

تیم بازاریابی تارگت، برای ساختن بازار خود هم در بازار خرده‌فروشی تخفیف‌دار و هم در ذهن مشتریان، بر وابسته‌سازی‌های ایجاد شده در حافظه‌ی هر یک از مشتریان تکیه کردند. یکی از راه‌های مورد استفاده‌ی آنها برای سرمایه‌گذاری بر وابسته‌سازی‌های ذخیره شده در حافظه‌ی بلندمدت مشتریان، ارائه‌ی محصول منحصر به فرد بود.

آنها برای تولید خطوط انحصاری کالاها، با طراحان مدرن و شناخته‌شده یا افراد مشهور همکاری می‌کنند. این طراحان در حافظه‌ی بلندمدت مشتریان، با مفاهیمی مانند «جذاب»، «مجلل» یا «منحصر به فرد» ارتباط داده می‌شوند، چون مشتریان قبلا این وابسته‌سازی‌ها را در طول فعالیت‌های مبسوط، در حافظه‌ی کوتاه‌مدت‌شان ایجاد کرده‌اند. به بیان دیگر، آنها یاد گرفته‌اند که این مفاهیم را با آن طراحان ارتباط بدهند.

اکنون کل این شبکه با تارگت ارتباط داده می‌‌شود، زیرا تارگت این خط محصول انحصاری را به فروش می‌رساند. شرکت تارگت در طول فعالیت‌های مبسوط جدید در حافظه‌ی کوتاه‌مدت مشتریان، تمام وابسته‌سازی‌ها و پیوندهای موجود با «جذاب»، «مجلل» یا «منحصر به فرد» را ایجاد کرده یا تقویت می‌کند. هر چه این وابسته‌سازی‌ها از طریق تبلیغات یا سایر محرک‌های محیطی، بیشتر از حافظه‌ی بلندمدت به کوتاه‌مدت فراخوانده شوند، بیشتر تقویت خواهند شد.

 

کلمات کليدي :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.