روانشناسی رفتار مصرف کننده به این مسئله میپردازد که چرا افراد، بعضی کالاها را میخرند و برای خرید بعضی کالاها تمایلی ندارند. صاحبان کسبوکارها برای درک رفتار
مشاهدهی آخرین مفهوم، یعنی شرطیشدن در عمل نیز راه بسیار خوبی است. شاید وقتی واژهی شرطیشدن را میشنوید، بلافاصله تصویر سگهایی با آب دهان آویزان به ذهنتان
برای درک روشنتر اینکه چگونه یادگیری، حافظهی بلندمدت و کوتاهمدت همگی با هم کار میکنند، به مثال فروشگاه تارگت، در ابتدای این مطلب بازمیگردیم. شرکت تارگت،
حافظه رابطهی بسیار نزدیکی با یادگیری دارد. حافظه مجموعهی تمام اطلاعاتی است که درک و ذخیره کردهایم. حافظه، دو بخش است: حافظهی بلندمدت و حافظهی کوتاهمدت.
رفتار مصرف کننده، رفتاری آموختهشده است. همانطور که راه رفتن، غذا خوردن، بستن بند کفش یا رانندگی کردن را یاد میگیریم، خرید کردن را نیز یاد میگیریم. یادگیریِ
چگونه فروشگاهی مانند تارگِت، از خردهفروشی استاندارد زنجیرهای بزرگی (big-box) که کالاهای خود را با تخفیف عرضه میکرد به مکانی محبوب برای خرید کالاهای روزمره تبدیل
اما روانشناسان و سایر پژوهشگران بازار، چگونه رفتار مردم را پیشبینی میکنند؟ برای درک بهتر ترجیحهای مصرف کننده، چند تکنیک پژوهش مختلف وجود دارد. یکی از این
عوامل زیادی موجب میشوند که افراد بعضی کالاها را خریداری کنند. نخست، نیازهای بیولوژیکی به ما انگیزه میدهند. برای نمونه، خرید مواد غذایی و آب، به محرکهای
نخستین دیدگاه مورد استفاده در روانشناسی مصرف کننده، رفتارگرایی است. بر اساس این شاخه از روانشناسی، کارهایی که افراد انجام میدهند، توسط محرکهای خارجی هدایت
در روانشناسی رفتار مصرف کننده، به مطالعهی این مسئله میپردازیم که چرا افراد، «بعضی» کالاها را انتخاب و خریداری میکنند. روانشناسان تلاش میکنند تا فرایندهای
آیا تا به حال با خود فکر کردهاید که چرا مثلا، یک برند نوشابه را به دیگری ترجیح میدهید؟ اگر یک متخصص در زمینه رفتار مصرف کننده باشید، تلاش میکنید تا پاسخ این قبیل