روانشناسی رفتار مصرف کننده به این مسئله میپردازد که چرا افراد، بعضی کالاها را میخرند و برای خرید بعضی کالاها تمایلی ندارند. صاحبان کسبوکارها برای درک رفتار مصرف کننده از اصول روانشناسی استفاده میکنند زیرا میدانند که این اصول میتواند به آنها کمک کند تا محصولات بیشتری را به فروش برسانند.
علم رفتار مصرف کننده، به شرکتها کمک میکند تا محرکهای ناخودآگاهی را بشناسند که منتهی به تصمیمگیری در مورد خرید میشوند. در این حوزه، از تحقیقهای انجام شده توسط روانشناسان، برای درک اینکه چگونه محرکهای درونی (رویکرد شناختی که طبق آن، رفتارهای ما اغلب از پردازشهای ذهنی خود ما ناشی میشود) و بیرونی (رفتارگرایی که طبق آن، اعمال مردم توسط محرکهای بیرونی هدایت میشود) برای تصمیمگیری در مورد خرید انگیزه ایجاد میکنند و اینکه چگونه مسائلی مانند فرهنگ بر تصمیمهای خرید تأثیر میگذارند، استفاده میشود.
مشخص شده است که عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بر تصمیمگیری افراد تأثیر میگذارند. شرکتها پژوهشهای خود را با استفاده از روشهایی مانند نظرسنجی و گروه کانونی انجام میدهند. در روش گروه کانونی، گروهی از افراد جمع شده و از آنها در مورد افکار و عقایدشان در مورد محصولات یا خدمات، پرسیده میشود.
بهطور خلاصه، یادگیری، حافظه و شرطیشدن، همگی در جهت وابستهسازیهایی میان برندها و ویژگیهای آنها عمل میکنند. در حافظه، حافظهی بلندمدت و حافظهی کوتاهمدت، برای تفسیر، سازماندهی و ذخیرهی این وابستهسازیها با یکدیگر کار میکنند. نظر مصرف کننده در مورد هر برند، به این وابستهسازیهای ذهنی بستگی دارد. این وابستهسازیها میتوانند به بهبود تصویر برند کمک کنند و موجب شوند که آن برند در رقابت با برندهای دیگر دوام بیاورد یا حتی مفاهیم جدیدی را به بازار معرفی کند.


دیدگاهتان را بنویسید