حال باید دید حقوق طبیعی انسان‌ها از چه طریقی باید رعایت و تضمین شود؟ چه موانعی جلوی تحقق آن را گرفته و چه راهی برای رفع این موانع وجود دارد؟

در پاسخ به این پرسش‌ها، دو روش تاکنون مطرح یا عرضه شده‌اند:

یکی محصول تجربیات جوامع بشری است که اینک به پیروی از روش جهان غرب معاصر -مخصوصا از تاریخ صدور اعلامیه‌ی جهانی ۱۹۴۸ حقوق بشر تاکنون- مشهور شده و دیگری راهنمایی‌های مکتب توحیدی است که از قرن‌ها پیش در آخرین کتاب آسمانی به‌صورت اصول و دستورالعمل‌هایی تکامل یافته است به‌عبارتی دیگر، می‌توان این دو روش را «مکتب بشری» و «مکتب الهی» نامید. حال هرچند اصطلاح حقوق بشر در چهارچوب مکتب بشری ترویج می‌شود. نخست واژه‌ی «حقوق» را به معنایی که بر کلیه‌ی رشته‌ها و خود نظام حقوقی اطلاق می‌شود، نباید حقوق بشر دانست. کلمه‌ی حقوقی که مفهوم و منطق حقوق بشر را داراست دقیقا معنی دوم یعنی «حق‌های» یکایک افراد نوع بشر را می‌رساند. در راستای این معنی است که مبنای فلسفی حقوق بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

دوم آنکه چون سیستم موضوع بحث، چند سالی است که به‌عنوانی جنجال آفرین تبدیل شده است، برای زدودن یک برداشت نادرست که عده‌ای ترویج می‌کنند باید گفت که هرچند عبارت و اصطلاح حقوق بشر نوظهور است اما مفهوم آن به هیچ‌وجه از ابتکارات غرب نیست، زیرا مکتب توحید که قرآن دایره‌المعارف آن است به‌نحوی عمیق، جذاب و با تفصیل هرچه بیشتر نه‌تنها تک‌تک حقوق را برشمرده و تکلیف فرد و جامعه را در قبال هرکدام مشخص نموده است بلکه نواقصی را نیز که در اعلامیه‌های ساخت بشر دیده می‌شود از پیش برطرف کرده است.

 

کلمات کليدي :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.