پس از بحران مالی آمریکا در سال ۲۰۰۸ که به کاهش ۴۰ درصدی قیمت سهام منجر شد، هیچ‌کسی برای خرید سهام هجوم نبرد. چرا؟ آیا نباید آربیتراژ‌رها شروع به خرید سهام تا پیش از رسیدن قیمت‌ها به قیمت واقعی می‌کردند؟ محدودیت‌های آربیتراژ در این مقاله مطرح شد اما این محدودیت‌ها در این مورد کاربرد ندارد. برای مثال، پایین‌تر نیامدن قیمت‌ها تا این میزان به نظر حتمی بود. از طرفی، بدون توجه به مدل مالی مورد استفاده، قابلیت چانه‌زنی در این وضعیت بازار از هر زمانی بالاتر بوده است. همچنین، از آنجا که قیمت‌ها راکد بود، تنها خرید سهام قیمت‌ها را به سطح متناسب خود بازمی‌گرداند. و نیازی به فروش استقراضی نبود. اما با این حال آربیتراژرهای کمی از این وضعیت قیمت‌ها بهره بردند. هر کسی که در آن زمان اقدام به خرید می‌کرد سود قابل‌توجهی به دست می‌آورد زیرا بازار تقریبا از این نقطه به بعد هرچند آرام شروع به صعود می‌کرد.

مشکل اصلی در تحقیق و مطالعه بر روی مالی رفتاری به شناسایی علت و معلول مرتبط است. در حالی‌که اساس روان‌شناسانه‌ی بسیاری از تصمیم‌های سرمایه‌گذاری را می‌توان با اصول به نظر منطقی توصیف نمود، اما هیچ مدرک قوی و مستدلی در این خصوص که چنین اصولی می‌توانند رویدادهای مورد مطالعه را توصیف کنند وجود ندارد. مطالعات بسیار کمی به تفصیل بر روی ارتباط انگیزه‌ی سرمایه‌گذاران با تصمیم‌های سرمایه‌گذاری آنان کار کرده‌اند.

یک نمونه‌ی خوب از این استناد منطقی به علل خاص، گزارش‌های خبری است. علی‌رغم کارکرد بازار یا سهام، فعالیت آنها توسط گزارشگران با بیان علل مختلف تشریح می‌شود. توضیحات به نظر منطقی هستند زیرا گزارشگران چیزی را که به نظر معقول می‌آید، انتخاب می‌کنند و دیگر به دنبال چیزی که با این نظر در تناقض باشد نمی‌روند. اگر بازار رو به رشد باشد، آنها به دنبال دلایل رشد بازار می‌روند و اگر نزول داشته باشد، آنها دلایل مختلفی که این نزول بازار را توصیف کند انتخاب می‌کنند. اما دلیل چندانی برای باور به اعتبار توضیحات ارائه‌شده وجود ندارد. در مجموع، منطقی است که فرض کنیم بازارها حتی اگر هیچ خبری نباشد در حال فعالیت هستند که به همین علت است که رفتار تصادفی را از خود به نمایش می‌گذارند.

در حالی‌که شکی نیست جهت‌گیری رفتاری به طرز قابل‌توجهی بر بازارها تأثیر می‌گذارد اما استفاده‌ی چندانی از آنها برای پیش‌بینی بازار نمی‌شود چرا که بسیاری از جنبه‌های رفتار انسانی را نمی‌توان به کمیت تبدیل نمود و در نتیجه سرمایه‌گذاران بر پایه‌ی آن نمی‌توانند سود آنچنانی کسب کنند.

chetor.com=منبع

 

کلمات کليدي :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *